Cinematique Melody - Borje Shahyad

By Arian Karami

Duration: 7:52

Lyrics

چهار قدم مانده به خیابان اصلی، پیرزنی خواب دیده است: "مردی گل فروش با عبای ابریشمی بر دوش، با گلهای بی رنگ، به عیادت کودکی اش می رود!!"

***

زن پا به سنی است که برای تعبیر آنچه که در خواب دیده، حق واژه ای برای نواختن می خواهد؛ اما صدای این همیشه دیگران، در میدان اصلی همین خیابان، رساتر از نجوای او به گوش می رسید!

**

وسعت زیادی از این دایرک بزرگ گلباران شده، اما چه بی رنگ!، تزیین برج نوساز شه یاد در میان این غبار صبحگاهی تیره تر به چشم می خورد و یاد آن "شه" را برهم میزند!.. جنجال تازه ای است برای مهمانی ناخوانده اما همخون که قرار نبود

مقصدش این سرزمین باشد؛ اما حسی بود که در دلش میگفت: "سفرش در این نقطه، آغاز ماجراهایی شگرف خواهد بود!"

غیر از آن زن پا به سن گذاشته که خبری جز خواب دیشب را نداشت، همه می دانستند: قرار است آقایی بیاید که خیال بافتک "آقایی" را از رو تن کاخها بشکافد و این ابریشم آزادی را بر قامت "دنیا" بنشاند!..

با این رویایی که هست، با حس غروری از کشف روزنک فردا، منتظران این معرکه می گویند: مسافرشان، ابریشم وار پا به این خاک میگذارد.

Listen to Cinematique Melody - Borje Shahyad