Shakila - Shab

Shakila - Shab

Shakila

5:140 plays1993

Persian singer — Iran

0:00
0:00

Lyrics

چه شد شاعر که در باغم گلی دیگر نمیروید به آهنگ قدمهایم کسی شعری نمی گوید

چه بیهوده گل آلوده که باران هم نمی شوید ببین حتی گل شب بو شب ما را نمی بوید

هنوز از تو در این میدان صمیمی ترنمی بینم از این

تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم

هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز

چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم

غم چشمان آهو را تو می فهمی

عبور از نور جادو را

تو می فهمی

غریق و موج و پارو را تو می فهمی

سکوت هر غزلگو را تو می فهمی

تو می فهمی تو می

فهمی تو می فهمی, تو می فهمی تو می فهمی تو می فهی

هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم

هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم

از این هستی چنان مستم که می لرزم که می بارم که در شام غزلسوزان تو را دارم تو را دارم

پر از سوزم پر از روزم چه رنگینم چه هوشیارم ببین با تو چه بیدارم چه بسیارم چه سرشادم

هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم از

این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم

هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم