Ei & Lamese - S.o.S

Ei & Lamese - S.o.S

Ei

3:480 plays2021

Persian singer — Iran

0:00
0:00

Lyrics

بیا هرچی دارمو بگیر ازم مال توئه

ته این لیوان‌قهوه همیشه فال توئه

من اون ماهیم که دنباله قلابه توئه

نجاتم بده منو ببر تو دنیای خودت

اونکه یه دنیا رو دور میزد الان ساده شده

اون حرف کسی و نمی خوند الان قانع شده

بذار اون که چشم نداره خودشو پاره کنه

من خودم با پای خودم میام تو دام تو هی

مثه ویویِن لی من و تو بر باد می ریم

درو باز کن از پنجره فریاد

که هیشکی غیر خودمون ما رو نشناخت

جینو ول نمی کنی داری اَ حال میری

چقد کمیاب

سید بَرِت رد داد

شیفته ی پرواز

کاغذ و برداشت

توی رنگا هیچ کسی از یاد نمی بره

این حسو نمیده الماس

پَ قید فردا رو بزن

کمک کن ترسامون برن

گم شدم هرجارو بگرد

بلند فاصله چقدر

من حریف خاطره بشم

تو هاله ات تو رومه واضح چقدر و

دقیقا کدوم و راجبت بگم ؟ها ؟کدومو راجبت بگم؟

At first I was afraid, I was petrified

Kept thinking I could never live without you by my side

But then I spent so many nights thinking how you did me wrong

And I grew strong

And I learned how to get along

And so you're back

From outer space

I just walked in to find you here with that sad look upon your face

I should have changed that stupid lock, I should have made you leave your key

If I'd known for just one second you'd be back to bother me

Go on now, go, walk out the door

Just turn around now

'Cause you're not welcome anymore

Weren't you the one who tried to hurt me with goodbye?

You think I'd crumble?

You think I'd lay down and die?

Oh no, not I, I will survive

Oh, as long as I know how to love, I know I'll stay alive

I've got all my life to live

And I've got all my love to give and I'll survive

I will survive, hey, hey

یادمه میون کلی درخت برگای سبز

تنه های سه تا به خط

ظاهرا عادی بودیم با یه قلب

تا اینکه دوتا منحنیه مارپیچ نبیولا

روحمو برد ته قصه ی دلیو ماه

تو چشات فول مون سیتریا

ویژن داره ولی نی‌ از این کمیکالا

به خودم اومدم بغلم بودیو

فَنِسی ابرای نقاشی وَن گوگ

صفر تا صد پلکا خط باهم بودیمو

فرقی نداشت تهران یا که بنگکوک

میساختم برات دنیارو هرطور

دلت میخواست مال من بودی صب کن

تموم نشده حرفم میشه برگشت…

کشیده رو دفترو

گفت از اولو

نجات روح و قلبمو

کار و بار بعدمو

نصفه های حبسمو

گفت و گوی ایو و آدمو

میدیدم تووی چشمات عنصرای هفت آسمونو

دیگه عادی نبود محتوای احساسمونو

دو‌ تا سایه که میومد دنبالمونو

تا که شد یکی از اون شاهنامه خونو

یه وحشی که رام کرد جنگلو

تنت یه راز خلقتو

مثل حلقه های نور

۶تا هاله روی سر

یه راه حل که حل بشم

به انحنای وزن سبک بشم

یه بُعد دیگه و

بی تو بی‌ منو

بودنو نبودنو

مسئله که‌ روشنه

خیلی حرف که واسه گفته

با روزایی که بی تو رفتن هی

یه کد که ۳تا نقطه ۳تا خط ۳تا نقطه مبهمه

نمیخوام بره

نه نمیخوام بره

نه نمیخوام بره

نه نمیخوام بره