
0:00
0:00
Lyrics
به من بگو کجا به خنده می رسیم
حالا که زندگی تکرار ماتمه
همه هراس من از اینه که چرا
هنوز توی نگات یه بغض مبهمه
با تو دقیقه هام بی گریه میگذرن
رو ظلمت شبم پنجره ای بذار
توی کدوم غروب پناه من میشی
وقتی که گم شدم تو دست انتظار
دستات تجسم عشق و نوازشه
که تو نهایت آرامش منی
از سقف سرد شب روشنی می چکه
نگام که می کنی لبخند که می زنی
احساس داشتنت شیرینه و غریب
پیش تو حتی از ابرا سبکترم
اون لحظه که نگات خیره س به آسمون
می تونم از خودم از گریه بگذرم
