
0:00
0:00
Lyrics
ای امیر بی نظیر کائنات
ای زلال اشک تو آب حیات
مادرت گفته به تو الماس من
جان تو جان حسین عباس من
من تمام عمر نامت برده ام
روزی از خان کرامت خورده ام
معرفت پیش تو قد خم می کند
سجده بر سالار عالم می کند
سرو بالا قامت ام البنین
در میان نیزه های آتشین
ای به پای مهربانی سوخته
عالمی را درس عشق آموخته
ماه زیبای بنی هاشم ببین
گشته ام آواره ای خلوت نشین
ای امید لحظه های ناگزیر
ساقی بی دست دستم را بگیر
دست بی دستان گرفتن کار توست
دستگیرم بودی از روز نخست
با که گویم شوق و شور من تویی
مهربان سنگ صبور من تویی
ساقی لب تشنه تا روز ابد
آب از رویت خجالت می کشد
ای که دل در دام عشقت شد اسیر
ساقی بی دست دستم را بگیر
