Isan - Daastane Manoto

By Hossein Taheri

Duration: 3:22

Lyrics

از زمانی که تو را بینِ خلایق دیدم

مثلِ یک فاتحِ مغرور به خود بالیدم

عشق یک بار به من گفت: برو! گفتم: چشم

عقل صد بار به من گفت: نرو! نشنیدم

پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم

تو چه کردی که به گورِ پدرم خندیدم؟

سال ها درد کشیدم که به دردم بخوری

آخرش رفتی و از درد به خود پیچیدم

Listen to Isan - Daastane Manoto