Mastan and Homay - Khod Sookhtegan

Mastan and Homay - Khod Sookhtegan

Homay

3:240 plays2013

Persian singer — Iran

0:00
0:00

Lyrics

داد درویشی از سر تمحید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت که از دوزخ ای نکوکردار

قدری آتش بروی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد

عِقدِ گوهر ز دُرجِ راز آورد

گفت که در دوزخ هر چه گردیدم درکات جهیم را دیدم

آتش و هیزم و زغال نبود

اخگری بهر اشتعال نبود

اخگری بهر اشتعال نبود

هیچ کس آتشی نمی افروخت

زاتش خویش هر کسی می سوخت

زاتش خویش هر کسی می سوخت

زاتش خویش هر کسی می سوخت

زاتش خویش

زاتش خویش هر کسی می سوخت

هی هی هی

زاتش خویش هر کسی می سوخت