Hamed Nikpay - Fasaneh

By Hamed Nikpay

Duration: 4:27

Album: Vasl-e To

Lyrics

سحرگاهان که مخمور شبانه گرفتم باده با چنگ و چغانه

نهادم عقل را ره توشه از می ز شهر هستیش کردم روانه

نگار می فروشم عشوه‌ای داد که ایمن گشتم از مکر زمانه

ز ساقی کمان ابرو شنیدم که ای تیر ملامت را نشانه

نبندی زان میان طرفی کمروار اگر خود را ببینی در میانه

برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه

که بندد طرف وصل از حسن شاهی که با خود عشق بازد جاودانه

ندیم و مطرب و ساقی همه اوست خیال آب و گل در ره بهانه

Listen to Hamed Nikpay - Fasaneh