Hamed Fard - Vatan Yani

Hamed Fard - Vatan Yani

Hamed Fard

3:290 plays2012

Persian singer — Iran

0:00
0:00

Lyrics

باز قلم به دست دنبال حس نابم / پس تو هم بیا تو حال قصه با من.

و باز قلمِ که حس کنه گرمیه بدنو / حال قراره بنویسه معنی وطنو.

وطن یعنی نون به نرخ پونصدی خوردن / یعنی لبخندی تلخ روی صورتی پر غم.

وطن یعنی از هموطنت تو سری خوردن / تو رو به جرم نذاشتن روسری بردن.

وطن یعنی غرش خون یه حیوون بی سر / یعنی سکهٔ طلا یه میلیون و سیصد.

وطن یعنی اینکه پول از راه پر غم دراری / یعنی حتی پول یه بال مرغم نداری.

وطن یعنی تنها جیبته واست رایگان / مجبوری زندگی کنی با هر سایه بان.

وطن یعنی زجر بکش تا آخر پای جان / مثل قوم آوارهٔ آذربایجان.

وطن یعنی اشک ناموس رو کاغذ سفیدت / یعنی چشم داشتن به خواهر رفیقت.

وطن یعنی مرگ بهتر از تحمل یه درد / یعنی کودک آزاری توسط یه مرد.

این احساس فرداس که فریاد درداس / و این کمکاست در ماست که از ماست که بر ماست.

و این درخواست بر جاست که سرباز تنهاست / و این چشمان سرباز به مردان و زنهاست.

من به حرف زور و نا حق پا نمیدم / من تو سختیا به راحت وا نمیرم.

در دلم درد دلو عامیانه میگم / در دلم جز ایران نامی راه نمیدم.

من به حرف زور و نا حق پا نمیدم / من تو سختیا به راحت وا نمیرم.

در دلم درد دلو عامیانه میگم / در دلم جز ایران نامی راه نمیدم.

وطن یعنی بشین یه گوشه به امید ویرانی / یعنی احترام گذاشتن به تولید ایرانی.

یعنی خودروی ملی تو هر جایگاه منهدم / همچون شعار شرکتی چون سایپا مطمئن!

وطن یعنی خنده بازارو به اصرار ببینی / اگه حوصلتو سر برد به اجبار بشینی.

پای ماهواره و هوایی که همیشه ابریست / گوش بدی به حرفای چرت حمید شبخیز.

وطن یعنی خیانت و حس گوری تازه / وطن یعنی خود فروشی مثل نوری زاده.

که دست به مصاحبهٔ گرم با مشتی جانی میزد / و از شخص عبدالمالک ریگی پشتیبانی میکرد.

از این افراد زیادن که تو ناپاکی میپرن / و با باطنی شیطانی دم از آزادی میزنن.

بگذریم ، طفلی قلم عرق کرده خیسه / و محکومِ به اینه که از وطن بنویسه.

وطن یعنی درگیری بین طومار و دلار / یعنی تصدیقی از بوی جوراب و گلاب.

وطن یعنی رنگ سیاه تو ترسیم ستاره / یعنی خفه خونی که در سیم سه تاره.

وطن یعنی جای جملهٔ بابا نان داد / بشنوی بابا از گشنگی آرام جان داد.

او آرام جان داد و عامل درس شد / و شاید روزی بشنوی که حامد فرد مُرد.

من به حرف زور و نا حق پا نمیدم / من تو سختیا به راحت وا نمیرم.

در دلم درد دلو عامیانه میگم / در دلم جز ایران نامی راه نمیدم.

من به حرف زور و نا حق پا نمیدم / من تو سختیا به راحت وا نمیرم.

در دلم درد دلو عامیانه میگم / در دلم...

در دلم جز ایران نامی راه نمیدم