Reza Bahram - Hamdam
By Reza Bahram
Duration: 3:09
Lyrics
خدایا
تشنهی بارانم
کویرم
به لب آمد جانم
بغل کن
تن سوزانم را
رها کن
از قفس جانم را
By Reza Bahram
Duration: 3:09
خدایا
تشنهی بارانم
کویرم
به لب آمد جانم
بغل کن
تن سوزانم را
رها کن
از قفس جانم را

خدایا
تشنهی بارانم
کویرم
به لب آمد جانم
بغل کن
تن سوزانم را
رها کن
از قفس جانم را
بی پناهم
ای هم نفس در این قفس
نوری ندارد آسمان
با تو چو خورشیدم ولی
بی تو چراغی نیمه جان
آرام قلب بی قرارم
به گمانم
ساحل تویی، دریا تویی
هر جا منم آنجا تویی
با تو به فردا می رسم
پایان این شبها تویی
من هرچه دارم از تو دارم
چاره کن درد مرا
خستهام از همهکس
چارهی دردم همیشه
تو فقط بودی و بس
ای تمام باور من
گم شدم در دل شب
آه از این فاصلهها
ماه من، روشن کن امشب
راه تاریک مرا
ای تو تنها یاور من
بی پناهم
ای هم نفس در این قفس
نوری ندارد آسمان
با تو چو خورشیدم ولی
بی تو چراغی نیمه جان
آرام قلب بی قرارم
به گمانم
ساحل تویی، دریا تویی
هر جا منم آنجا تویی
با تو به فردا می رسم
پایان این شبها تویی
من هرچه دارم از تو دارم
Tracks related to this song.